ترجمه ی کارهای ادبی همیشه آرزو و هدف اصلی ام بوده. قبل تر ها خیلی بیشتر و از شروع دانشگاه خیلی کمتر. امروز اتفاقی یکی از فایل های قدیمی را پیدا کردم. ترجمه ای از چخوف که مربوط به پانزده سالگی ام است. الان که می خوانمش، از آن راضی نیستم اما آن موقع چقدر حالم را خوب کرد. شاید همین نشانه از گذشته باید پیدا می شد تا دوباره بیشتر از قبل به سمت این نوع ترجمه بروم.

شرط بندی

پ.ن: دلم می خواهد برای کسی نامه بنویسم.