آبلوموف

آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «روزمرگی» ثبت شده است

کلمات(3)

پنجشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۸، ۰۴:۵۱ ب.ظ

بیداری با بوی پوست پرتقال سوخته روی بخاری

آغوش گرم قطرات آب 

گلدان‌های سبز خانه و امیدواری

برگ تازه سانسوریا
گردگیری بعد از سفر

غرق شدن در خاطرات حبس شده در کتابخانه

نگرانی غصه خوردن‌هایشان

کتاب و معجزه کلمات

برنامه‌ریزی برای شروع دوباره

اندوه 

فراموشی 

محو شدن از همه جا برای شروع جادو

  • زهرا طلائی

کلمات(2)

سه شنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۵ ب.ظ

امروزم را این کلمات تشکیل دادند

صبح با پیانوی پیمان یزدانیان، تار لطفی، صدای سهیل نفیسی و یاسمین لوی

ترجمه متن عجیب و دوست‌نداشتنی

آشپزی

دمنوش به‌لیمو و گل‌گاوزبان

سیگار

بهاریه احمدرضا احمدی

صمد بهرنگی

رادیو دیو

رادیو مرز

دکتر و داروخانه و قرص

کمی سیگار

قهوه

ترجمه جدید

آشپزی

درس‌خواندن

جعفر پناهی شگفت‌انگیز

کرشمه آرش بابایی

درد جان‌سوز

قرآن و انجیل

درس خواندن

عکس‌های مایکل ولف

دکتر ح

پاره کردن نامه

گریه و تنفر

صدای فرهاد مهراد 

زخم و خون‌ریزی

دوباره بی‌خوابی تا سحر 

 

 

  • زهرا طلائی

روزمرگی

چهارشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۵ ب.ظ

خیابان پر از صدای پسربچه‌های دبستان کنار خانه بود، صبح با صدای آن‌ها بیدار شدم

تازگی عادت کرده‌ام قبل از هرکار در صبح، قهوه دم کنم و فضا را پر از عطر عود محبوبم با بوی چوب و پرتقال کنم
ساک پارچه‌ای را برداشتم را کرفس و قارچ تازه بخرم اما در برابر عطر مدهوش کننده پیازچه، جعفری و نارنج‌ها نتوانستم مقاوت کنم

همان‌طور که کرفس‌ها سرخ می‌شد، یاسمین لوی فریاد می‌زد  و من به سفر فکر می‌کردم، به انزلی و رشت، به لهستان

خیال‌پردازی می‌کردم که روزی در خانه‌ام در رشت یا لهستان می‌نشینم و دنیا را فراموش می‌کنم و فقط کولی بودن را تمرین می‌کنم

گلدان‌ها را که آب می‌دادم، یاد دانشگاه افتادم، یاد دکتر ح آبی و قشنگم؛ بیش از هرچیزی دلم برای او و کنج امن و سبزم در دانشگاه تنگ شده

کاش آدم بال داشت تا به هرجایی در هر زمانی سفر کند

  • زهرا طلائی