آبلوموف

آخرین مطالب

رشت جان

يكشنبه, ۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۳۶ ب.ظ

رشت عزیزم نمی‌دانم از کی این‌قدر برایم پررنگ و جذاب و دوست‌داشتنی شدی، اصلاً اولین خاطره‌ام با تو را به یاد نمی‌آورم اما حالا برایم نقش بهشتی روی زمین را پیدا کردی، پر از خاطره و آدم‌های دوست‌داشتنی و مهم زندگی‌ام.
به تو که فکر می‌کنم، یاد طلی جان و عمو میفتم، یاد پدربزرگ، یاد میم، یاد باران؛ همه‌شان رفتند.
به تو که فکر می‌کنم، یاد آبی خانه‌ی سمیعی میفتم، یاد میدان شهرداری مقدس، یاد خاکردبیج و ساغری سازان و دکتر (ح) آبی.
به تو که فکر می‌کنم پر می‌شوم از آوای فهیمه اکبر و  احمد عاشور پور و بازارمچ.

دلم برایت تنگ‌شده، بیشتر از همیشه.
این روزها که فشارها دو برابر شده، آرامش دور شده، گرمای بدی دورم را گرفته، دلم تو را می‌خواهد. رشت آرام‌بخش و مهربان...

از صبح صدای بازار  گوش کردم، آهنگ‌هایی که بامداد فرستاده گوش کردم، عکس‌های باران را دیدم، خاکاردبیج درست کردم، هرچند نه قابل‌دیدن است و نه قابل‌خوردن، اما کم نشد این دل‌تنگی و زیادتر شد، بغضم زیادتر شد.

رشت پر از خاطره‌های قدیمی و کمرنگ از آدم‌های ازدست‌رفته شدی.
پر از خاطره از آدم‌های مهم این چند سال هستی و همیشه می‌ترسم این‌ها را هم از دست بدم.

  • زهرا طلائی

نظرات (۳)

  • ... به دنبال حقیقت ...
  • با این که هیچ شناختی از رشت ندارم باورتون میشه بغض کردم و حس کردم چقدر می تونم دوستش داشته باشم...؟
    با تمام هوای مرطوبش...
    پاسخ:
    واقعا؟؟
    خوشحالم و امیدوارم زود برید و حسابی لذت ببرید
  • سِـــــــد جَــــــواد
  • ایدۀ جالبیه: عشق به مکان
    پاسخ:
    به نظرم هر مکان رنگ و عطر خاص خودشو داره که بعضی ها تا اعماق وجود میره و عشقی اینطوری به وجود میاد
  • سراسر گنگ
  • به رشت رسیدید راجبش خوبِ خوب بنویسید
    پاسخ:
    رشت جون میده برای بازی با کلمات.
    شما دعا کنید من برسم، هرکاری میکنم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">