اسلام دین شگفت‌انگیزی است، پر از زیبایی و تفکر.

اما ما آدم‌ها سخت اش کردیم، تعصب‌های کورکورانه اضافه کردیم، قاضی شدیم و برای اسلام بقیه معیار گذاشتیم، دور از دست قراردادیم، هر جا دلمان خواست زیرزیرکی دور زدیم اما ذره‌بین گذاشتیم برای غلط و درست بقیه. ما آدم‌ها معیار خوبی برای مسلمانی نبودیم.

سال‌ها خیلی معتقد بودم اما همین‌ها دلم را شکست، همین‌ها بیزارم کرد از دین‌داری، همین‌ها بدبینم کرد و همین‌ها گمراهم کرد. از مذهب‌های دیگر خواندم و تحقیق کردم و هنوز ته دلم محکم معتقدم اسلام خیلی زیباست اما این بار می‌ترسم. این بار خجالت می‌کشم. هنوز نگاه آدم‌ها و حرف‌هایشان با من است. از خالق و مذهب می‌ترسم. می‌ترسم و خجالت می‌کشم از اینکه بلد نیستم و می‌ترسم از شروع دوباره.

محرم حال عجیبی دارم، حال تشنگی برای آرامش مذهب و جستجو برای حقیقت و ترس و خجالت.

برایم دعا کنید.