نمیدانم ایده‌ی تناسخ چقدر درست است اما گاهی به خودم در دنیای قبل فکر می‌کنم؛
آدم بودم مثلاً یا شی یا گیاه یا جانداری...
بعضی وقت ها دلم می‌خواهد چنار بودم یا درخت بید یا درخت انار، شاید هم خود انار.
شب ها که فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد بخشی از سحابی چشم خدا باشم، یا ستاره ای در کهکشان‌های دور و شاید کوتوله‌ی قهوه‌ای.
شکوفه‌ی نارنج یا عرق بیدمشک.
قاصدکی رها...