با وجود Birthday depression، روز تولدم را دوست دارم.

۱۲ مرداد هرسال، حافظم را برمیدارم و میان درختان چهارباغ فال تولد میگیرم.

 عطر خیابان کولالامپور و درخت هایش را حظ می کنم؛درخت دوم شونا، درخت چهارم آرش، درخت هشتمی بامداد، درخت سوم فروزان.

 ۱۲ مرداد باید پر از کتابفروشی آقای سپاهانی و عطر عود و پیپ اش باشد، پر از قهوه های محمد و گاتای  جلفا و بوی خنک کلیسا.

 ۱۲ مرداد باید آبی های شیخ لطف الله و عتیقه های اسحاق داشته باشد.

 ۱۲ مرداد امسال هم  پر بود از صدای دوستانی که برایم شعر خواندند.

 و دلم میخواد هر روز به اندازه ی امروز سبک باشم.