خیلی وقت ها دلیل رفتارها و تفکراتم را درک نمی کردم.
خیلی وقت بابت خیلی از رفتارهایم متاسف می شدم، از خودم بدم می آمد.
خیلی وقت ها خودم را نمی شناختم انگار که آدم دیگری درونم زندگی می کند.

و هیچ وقت درک نمی کردم، توجیهی برایش نداشتم تا چند وقت قبل که اتفاقی کتابی به دستم رسید.

من- کودک - من - خودشناسی «برناردشاو» از عالی ترین کتاب هایی بود که توی این مدت خوانده بودم و جواب همه ی سوال هایم را داد:

کودک درون آشفته و ناراحت!

چیزی که خیلی درباره اش شنیده بودم اما هیچوقت لمس نکرده بودم و الان که درباره اش می خوانم، توی هر لحظه حس اش می کنم و میفهمم چقدر چقدر به زهرای درونم بی توجه بودم، کودک قهرکرده ای که من مسبب ناراحتی اش نبودم یا شاید به طور عمده نبودم اما هیچوقت نزدیک اش نشدم و این یعنی ظلم، ظلم به خودم.

و حالا نمی دانم دیر شده یا نه، نمی دانم بعد از این همه سال به حرفم گوش می کند اما دلم می خواهد امتحان کنم و کمک اش کنم.

و راستش قهر و ناراحتی از دست خودت درد دارد.