لانگ دیستنس سخت ترین نوع رابطه است، آنقدر که هیچوقت دیگر نمیخواهم تجربه کنم.
بار عاطفی ماجرا خیلی خیلی بالاست اما کمبود حضور فیزیکی همیشه همراه بود و با هیچ چیزی جبران نمی شد.
و حسودی و حسرت...
هر روز صبح به تمام آدم هایی که او را می دیدند حسودی می کردم، به گلدان های خانه اش، به شاگردهایش.
یک شب اما دیگر طاقت نیاوردم، طاقت دیدارهای هرچند ماه یک بار و دلتنگی های همیشگی را نداشتم. شیفت دیلیت همه ی آهنگ و عکس و ویس ها؛ فکر می کردم تمام می شود اما هنوز بعد از چند ماه ته دلم گاهی می لرزد برای همان رابطه ی سخت.
لانگ دیتنس بی اعتمادم کرده اما گاهی دلم از این بی عشقی های اخیر می گیرد.